فهرست مطالب
Toggleتاریخ: ۹ اسفند ۱۴۰۲

تشخیص و درمان مبتنی بر سندرمهای اختلال در سیستم حرکتی با هدف هدایت درمان طب فیزیکی و فیزیوتراپی طراحی شدهاست. این روش درمانی بر اصل مبتنی است که قرار گرفتن مداوم اعضاء بدن در وضعیت نادرست و حرکتهای مکرر در راستایی خاص، باعث بروز عارضههای اسکلتی عضلانی متعدد میشود. آسیبهای حرکتی و درمانهای مناسب آنها بر اساس نواحی مختلف بدن طبقهبندی میشوند. دادههای حاصل از تستهای استاندارد مرتبط با حرکات و همترازی بدن در این سیستم مورد تفسیر قرار میگیرند. طرح درمان با هدف اصلاح بینظمیها و الگوهای حرکتی، و همچنین اصلاح تغییر وضعیت بافتها به دلیل سازگاری با وضعیت و الگوهای حرکتی نادرست، تدوین میشود.
رفع درد آسیبهای حرکتی با انجام ورزش در خانه و فیزیوتراپی
طبقهبندی و درمان مبتنی بر اختلال سیستم حرکتی (MSI) در تشخیص و درمان عارضههای عضلانی اسکلتی به متخصص طب فیزیکی کمک میکند. درمان بر اصل KPM مبتنی است که اختلال در همترازی و حرکت را باعث درد و آسیب میداند. متخصصان در کلینیک امید، در صورت تشخیص پزشک متخصص و تجویز روش درمان مناسب، قادر به ارائه تمرینات و فیزیوتراپی در منزل برای بهبود آسیبهای حرکتی در ورزشکاران و افرادی که از درد ناشی از آسیب حرکتی رنج میبرند میباشد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و همچنین رزرو وقت ملاقات لطفا با شماره ۰۹۱۲۸۴۴۴۴۹۹۰ تماس حاصل فرمایید.
اختلال سیستم حرکتی
دانشمندان از سال ۱۹۸۰، شروع به دستهبندی سندرمهای اختلال سیستم حرکتی کردهاند، این دستهبندی عارضههایی را توصیف میکند که متخصصین طب فیزیکی میتوانند آنها را تشخیص دهند، طرح درمان مناسب را تهیه کنند و پیشآگهی درمان را به بیمار اطلاع دهند. مدل کینزیوپاتولوژیک (KPM) چارچوب مفهومی نظریهای است که برای سندرمهای آسیب حرکتی پیشنهاد شده است. اصل بنیادین KPM این است که حرکت مکرر و قرارگیری طولانی مدت اندامها و بافتها در یک وضعیت نامناسب باعث آسیبدیدگی میشود. حرکتهای مکرر اشتباه و بینظمی دائم به مرور زمان باعث بروز اختلال و سندرم آسیب حرکتی میشود و در نهایت به ساختارهای مفصلی و بافتها آسیب میزند. این مدل بر تاثیر بخشهای زیر در بروز آسیبهای حرکتی تاکید دارد:
- سیستم اسکلتی عضلانی به عنوان عامل حرکتی
- سیستم عصبی به عنوان نظم دهنده حرکات
- سیستم قلبی عروقی، ریه و غدد درونریز به عنوان پشتیبان سیستمهای دیگر که ممکن است در اثر اختلالهای حرکتی آسیب ببیند.
برای مثال سندرم متابولیک فعالیت جسمی را کاهش میدهد. نظریه غالبی که در این زمینه وجود دارد و البته شواهد کافی برای حمایت از آن وجود ندارد، این است که عدم همترازی و حرکتهای مکرر هنگام انجام فعالیتهای روزمره باعث القاء تغییراتی در تمام این سیستمها میشود. تعدیل کنندههای این تغییرات عاملهایی داخلی، مانند ویژگیهای خاص فردی و عاملهایی خارجی، مانند شدت و نوع فعالیت بدنی (نوع کار و تناسب اندام)، افراد مشارکت کننده است. مفهوم کلیدی این است که بدن، در سطح مفصلی، از قوانین فیزیک پیروی میکند و راهی را انتخاب میکند که حداقل مقاومت در برابر حرکت آن وجود داشته باشد، این شیوه معمولاً در یک راستای خاص، مانند خم کردن، کشیدن یا چرخاندن است. عاملهای زیر شیوه حرکت مفصل را تعیین میکند:
- انعطافپذیری نسبی بین مفصلی و داخل مفصلی
- خشکی و گرفتگی نسبی عضلات و بافتهای پیوندی
- عملکرد حرکتی که به یادگیری حرکتی تبدیل میشود.
در صورتی که یک مفصل در جهت خاصی حرکت کند، در طول زمان ناپایدار و کماستحکام میشود و مشکلات ناپایداری در سطح میکرو به وجود میآید. این ناپایداری میکرو باعث واردآمدن آسیبهای جزئی (میکرو) به بافت میشود که با تکرار حرکات به آسیبهای بزرگتر (ماکرو) تبدیل میشود. اصول KPM به این نکات اشاره دارند که نه تنها قبل از ظهور علائم، نشانههای خاصی وجود دارد، بلکه اصلاح آسیبهای حرکتی و عدم همترازی و عوامل تأثیرگذار، بهترین راهکار برای درمان مشکلات دردناک اسکلتی عضلانی است. اصول KPM بر تأکید بر علت آسیب بافتی تمرکز دارند و به مفهوم آسیبشناسی بافت به نسبت کمتر میپردازند. برای تصمیمگیری در مورد یک سندرم، ابتدا باید عدم همترازیها و آسیبهای حرکتی با اجرای یک سری آزمایشهای بالینی مشخص شوند. همترازیها و حرکتها معمولاً باعث بروز یا تشدید علائم میشوند. تخصصی در زمینه طب فیزیکی متخصص، بیمار را در اصلاح حرکات و همترازی بدن هدایت میکند تا علائم مربوطه بهبود یابد. پس از آن که معاینه به اتمام رسید، متخصص از نتایج آن برای تعیین موارد زیر استفاده میکند:
- تشخیص سندرم
- تعیین عاملهای تاثیرگذار
- توصیه حرکتهای اصلاحی
- توصیه حرکتها و همترازیهایی برای اصلاح شیوه انجام دادن فعالیتهای روزمره
- مطلع کردن بیمار از عاملهای مولد عارضههای اسکلتی عضلانی و آموزش دادن شیوه صحیح انجام دادن فعالیتهای روزمره
خشکی و انعطافپذیری نسبی داخل و بین مفصلی
مفاهیم مهم اصل KPM که به آسیبهای حرکتی مربوط میشود، عبارت است از خشکی و انعطافپذیری نسبی. انعطافپذیری نسبی به وضعیت خود مفصل اشاره دارد. انعطافپذیری نسبی بین مفصلی به شل بودن حرکتهای فرعی، مانند چرخیدن یا لغزیدن گفته میشود. چنانچه یک یا چند مورد از این حرکتها با سهولت بیش از اندازه انجام شود، دامنه حرکتی افزایش غیرعادی مییابد و آن حرکتها بیش از اندازه تکرار میشود. انعطافپذیری نسبی داخل مفصلی به حرکت مفصلهای پیوستهای اشاره دارد که با سهولت بیش از اندازه در یکی از مفصلها رخ میدهد، حتی اگر لازم باشد که این حرکت در مفصلهای دیگر انجام شود. برای مثال مهرههای کمری هنگام خم شدن رو به جلو بیشتر از مفصلهای ران خم میشود. خشکی مفصل به مقاومت در برابر کشیدن غیرفعال عضله و بافت پیوندی اشاره دارد. خشکی مفصل به هیپرتروفی عضله و میزان کلاژن موجود در کل عضله بستگی دارد. ویسکوزیته یا چسبندگی نیز در شدت خشکی مفصل نقش دارد و بر سرعت حرکت اثر میگذارد. حرکت تابعی از قوانین فیزیک است و در مسیری انجام میشود که حداقل مقاومت و شرایط زیر در برابر آن وجود داشته باشد:
- انعطافپذیری نسبی
- خشکی نسبی
- یادگیری حرکتی به عنوان تعیین کننده مسیر حرکت
چنانچه حرکت در مفصلهای چندگانه انجام شود، بدن با کاهش مقاومت یا خشکی در برابر انجام حرکت، مقدار حرکت داخل مفصل را افزایش میدهد، این میزان حرکتی بیشتر از حالتی است که یک مفصل با خشکی یا مقاومت بیشتر، حرکت میکند. برای مثال مهرههای کمری هنگام انجام حرکت کششی، راحتتر از مفصل ران حرکت میکند. اختلال انعطافپذیری نسبی هنگام انجام حرکتهای مفصل یگانه، مانند کشیدن زانو در حالت نشسته نیز رخ میدهد. اگر هنگام حرکت دادن زانو، لگن به سمت عقب کج شود و مهرههای کمری زودتر از موعد خم شود، این وضعیت بیانگر اختلال در انعطافپذیری نسبی مهرههای کمری و خشکتر بودن عضلات همسترینگ از عضلات اکستنسور کمر است.
محرکها و تعدیل کنندههای آسیبهای حرکتی
همترازی و حرکتهای مکرر حین انجام فعالیتهای روزمره تغییراتی را در بافتها به وجود میآورد و به اختلال در نظم و حرکتی دامن میزند که باعث بروز سندرمهای اختلال سیستم حرکتی میشود. برای مثال افرادی که مرتب حرکتهای چرخشی انجام میدهند، نسبت به بقیه بیشتر دارای چرخش کمر لگنی هستند. مطالعات متعدد نشان داده است که تکرار حرکت در ورزشهای مختلف وضعیت بافتهای استخوانی، مفصلی و عضلات و بافتهای پیرامونی را تغییر میدهد. عاملهای گوناگونی همچون سن، جنسیت، توانایی حرکتی بافت، آنتروپومتری (اندازهگیری بدن)، سطح فعالیت و عاملهای روانی بر تغییرات بافتی و بروز علائم اسیبهای حرکتی اثر میگذارد. واکنشهای سالمندان به حرکتهای مکرر با واکنشهای جوانان متفاوت است، چون بافتهای پیرامونی و مفصلهای افراد مسن معمولاً تاحدی تحلیل رفته است. همچنین حساسیت به درد سالمندان با جوانان تفاوت دارد. تمایز بین همترازی اندام بانوان و آقایان نیز تاثیر حرکات مکرر یا همترازی دائمی را تعیین میکند. ابداکشن زانو هنگام انجام فعالیتهای تحمل وزن در زنان بیشتر از مردان است، در نتیجه زنان بیشتر در معرض خطر ابتلا به درد کشکک زانو و پارگی رباط صلیبی قدامی قرار دارند. توانایی حرکتی بافت نیز بر دقت حرکت اثر میگذارد. شل بودن مفصل حس عمقی مفصل را کاهش میدهد و به این ترتیب خطر ابتلا به عارضههای اسکلتی عضلانی بیشتر میشود. آنتروپومتری نیز باید به عنوان یک تعدیل کننده حرکتی در نظر گرفته شود. برای مثال بانوانی که تنهی گردن استخوان رانشان در زاویه پایینتری قرار دارد، بیشتر در معرض خطر سندرم درد تروکانتر (برآمدگی بالای استخوان ران) قرار دارند. افرادی که بالاتنه بلندی دارند، معمولاً شانهشان فرورفتهتر است، این وضعیت آستانه درد را در ناحیه عضله ذوزنقه فوقانی کاهش میدهد. درست است که سطح فعالیت مناسب از ابتلا به عارضههای اسکلتی عضلانی پیشگیری میکند، اما افراط یا تفریط در انجام فعالیت و ورزش خطرناک است. دقیق نبودن حرکات یکی از عاملهای خطر ابتلا به دردهای اسکلتی عضلانی است. عاملهای روانی نیز باید در نظر گرفته شود، چون این عاملها بر شدت درد اثر میگذارد و نتیجه عارضههای اسکلتی عضلانی مختلفی مانند التهاب تاندون (تاندینوپاتی)، درد پایین کمر و ترمیم رباط صلیبی قدامی را تغییر میدهد.
معاینه و طبقهبندی
در معاینه آسیبهای حرکتی و فرایند طبقهبندی آنها باید دادههای مربوط به انجام آزمایشهای حرکتی و همترازی تفسیر شود. زمانبندی، دامنه حرکتی و درجه همترازی در انتهای دامنه حرکتی مفصلهای معین و تاثیر علائم در هر یک از این آزمایشها بررسی میشود. بلافاصله پس از آزمایشهایی که باعث تحریک علائم میشود، اصلاحهای سیستمی اختلالها انجام میشود تا نقش آنها در بروز علائم مشخص شود. این اصلاحها عبارتاند از:
- به حداقل رساندن حرکت در ابتدای دامنه حرکتی یا حرکت شدید، به ویژه تکان فرعی در مفصل درگیر ضمن افزایش دادن حرکت مفصلهای دیگر
- کاهش دادن موقعیتهای همترازی در انتهای دامنه حرکتی در جهتهای خاص. بهبود علائم نشان میدهد که اختلال حرکتی یا همترازی عامل بروز علائم بیمار است.
احتمال ابتلا به سندرمهای آسیب حرکتی در سراسر بدن، از جمله مهرههای گردنی، کمری و صدری، شانه، آرنج و دست، مفصل ران، زانو، مچ پا و پایین پا وجود دارد.
درمان
درمان آسیب حرکتی شامل چندین جنبه است که شامل آموزش، آنالیز، و اصلاح فعالیتهای روزمره و توصیه تمرینهای خاص میشود. در مرحله آموزش، بیمار با افزایش آگاهی خود در خصوص تأثیر حرکات مکرر و همترازی مداوم در یک جهت خاص بر روی عارضههای اسکلتی عضلانی، و نحوه اصلاح این اختلالات در حین انجام فعالیتهای روزمره، به خصوص فعالیتهایی که علائم را ایجاد میکنند، آشنا میشود.
به عنوان مثال، به بیمارانی که دچار سندرم فرورفتگی کتف هستند، توصیه میشود که هنگام استفاده از رایانه، بازوها را روی یک تکیهگاه قرار دهند تا کتف بالاتر بلند شود. این کار باعث میشود که بار کمتری بر روی مهرههای گردن و عضلات بالابرنده کتف وارد شود. آموزش شیوه صحیح انجام فعالیتهای روزمره و پیشگیری از بروز علائم، بخش اصلی از برنامه درمانی را تشکیل میدهد.
زیرا حرکات مکرر و وضعیت دائمی قرارگیری بدن علت اصلی بروز این مشکلات هستند، اصلاح این موارد بسیار حائز اهمیت است. اصلاح وضعیت به بیمار نشان میدهد که چه عواملی باعث بروز علائم شدهاند و چگونه میتوان آنها را کاهش داد.
به بیماران توصیه میشود که شیوه انجام امور روزمره خود را اصلاح کنند. نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد که رعایت اصول صحیح انجام فعالیتهای روزمره بیشتر از ورزش درمانی منظم به بهبود عملکرد و درد بیماران دچار کمردرد و دیگر مشکلات کمر کمک میکند. متخصص تمرینها را با توجه به نوع سندرم و عوامل یافتهشده در حین معاینه اولیه توصیه میکند.
در جلسات درمان، فعالیتها و تمرینهای خاصی انجام میشود و شیوه انجام آنها به بیمار آموزش داده میشود. راهنمای تصویری و مکتوب شیوه انجام حرکات اصلاحی و فعالیتهای روزمره در اختیار بیمار قرار داده میشود. برای توجیه بهتر بیمار، از فیلمهای آموزشی نیز استفاده میشود. توانایی بیمار برای انجام حرکات اصلاحی در جلسات ویزیت در کلینیک ارزیابی میشود و در صورت لزوم تمرینهای پیشرفتهتری توصیه میشود. قضاوت درباره آگاهی بیمار در زمینه مفاهیم کلیدی هر تمرین یا فعالیت و استقلال بیمار برای انجام هر تمرین، اطلاعات مهمی برای تصمیمگیری درباره زمان و شیوه پیشرفتهتر کردن تمرینها است.


